یکی دیگه

روان‌پژوه و بدترین نویسنده این حوالی‌ام و خاطرات بودنم را می‌نویسم.

کبریت

یکشنبه 25 مرداد 1405

اسم زندگی های امروز رو میذارم زندگی کبریتی.
سرزمین کبریت ها جاییه که همه اهالی اونجا از اینکه از کله هاشون استفاده کنن میترسن.
اما نمدونن که حقیقت اونها سوختن و نور بخشیدنه.

امروز کبریت کوچکی هستم در جعبه کوچک کبریت ها که عاشق سوختن است اما...


از سرزمین کبریت ها خیلی میشه گفت
احتمالا ادامه دارد...


چه‌ام?
نوشته‌های پیشین
نویسندگان
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران