یکی دیگه

روان‌پژوه و بدترین نویسنده این حوالی‌ام و خاطرات بودنم را می‌نویسم.

سفید

یکشنبه 25 مرداد 1405

اطراف را که نگاه میکرد ھیچ نمیدید
ھرچند تعریفی که از ھیچ داشت متفاوت بود برایش ھیچ واقعا ھیچ بود اگر حرفش میشد احتمالا ھیچ
سیاه میبود.
اما اونجا سفید بود.
با خودش فکر کرد شاید این ھمه چیز است.
آخر این رنگ ھا برایش از قبل تعریف شده بود و اگر ھیچ سیاه است، پس حتما سفید ھمه چیز است!
داشت از موضوع اصلی دور میشد.
اصلا اینجا کجاست؟ چرا ھمه جا سفید بود؟ سفید که نه شبیه نور بود.
ھیچ دیواری نبود در واقع ھیچ چیزی نبود و فقط فضایی بود سرشار از نور. نورسفید!


چه‌ام?
نوشته‌های پیشین
نویسندگان
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران